دکتر رضا رازانی

به یاد شادروان مهندس بهپور دوست و همكار عزیزی كه از میان ما برای همیشه به ناگهان رفت

شادروان مهندس بهپور را از زمان دانشجویی چه در سالهای آخر مقطع كارشناسی و چه در دوران كارشناسی ارشد از نزدیك می شناختم او دوست من بود. در زمان دانشجویی همیشه شاگرد اول و بهترین دانشجو بود. درس را برای یادگرفتن می‌خواند نه نمره گرفتن، یار و یاور و مشاور استادان و همكلاسانش بود. همكلاسیهایش را واقعاً دوست داشت و به آنها روحیه می‌داد و در فهم مطالب به آنها كمك می‌كرد. آموزش دانش و فن‌آوری را برای حل مشكلات و رفع نیازمندیهای جامعه می خواست، به موضوعات و مطالب جدید علاقمند بود و در جلسات درس سؤالات جالب و بدیعی را مطرح می‌كرد.

در دوران دانشجویی در دانشكده‌ی نوپای مهندسی پــروژه‌های جالبی را اجراء كرد كه هنـوز بــرپا هستنـد. در ایجاد و گسترش آزمایشگاهها و ساختمان دانشكده كمكهای چشـمگیر و بـی‌شــائبه‌ای كرد. پایان‌نامه‌ی كارشناسی ارشد خود را با اینجانب با درجه‌ی عالی به پایان رسانید؛ چون علم را در خدمت خلق می‌خواست از میان همه موضوعات پرطمطرق ولی بدون كاربرد آن زمان موضوع «بررسی مصالح و فرمها برای طرح ساختمانهای روستایی خشتی مقاوم در مقابل زلزله در ایران» را با همكاری اینجانب انتخاب كرد كه آن را در مهرماه 1349 به پایان رسانید. در این پایان‌نامه كه هم تجربی و هم تئوری بود مسأله بهترین فرم مقاوم ساختمانهای خشتی و آجری غیرمسلح و رفتار آنها تحت اثر نیروهای افقی دینامیكی ناشی از ضربه بررسی شد و برای این كار برای اولین بار در ایران انواع مدلهای با مقیاس كوچك روی میز لرزان و ضربه‌گیر دست‌ساز كه در دانشكده‌ی مهندسی شیراز ساخته شده بود آزمایش گردید. علاوه بر این، ایشان در پایان‌نامه‌ی خود مسأله بالا بردن مقاومت و كیفیت مصالح خشتی، ملاطها و اندودها را نیز با سـاختن و آزمایـش نمونه‌های متعدد آزمایش كردند. قسمتی از نتایج كار ایشان در چهارمین سمینار جهانی مهندسی زلزله در دانشگاه رودكی در هندوستان ارائه گردید و مورد توجه پژوهندگان جهان سوم و سـازمانهای بین‌المللی قرار گرفت. موضوع و نتایج پایان‌نامه‌ی ایشان حتی امروز با گذشت 35 سال پر‌محتوا و تازه است و می‌تواند در مقاوم‌سازی ساختمانهای خشتی و آجری غیرمسلح روستاها و بافت قدیم شهرها و مراكزهای فرهنگی كه پس از زلزله اخیر شهرستان بم مورد توجه قرار گرفته است به كار رود.

شادروان مهندس بهپور به عنوان یك عضو هیأت علمی در بخش مهندسی عمران دانشكده‌ی مهندسی دانشگاه شیراز استخدام شدند. ایشان از همان ابتدا بین همكاران، كارمندان و دانشجویان به عنوان یك استاد توانمند و آگاه و نمونه‌ی فردی كه واجد بهترین و والاترین خصوصیات اخلاقی و انسانی است زبانزد گردیدند. به همه محبت داشتند. مخصوصاً به دانشجویان و زیردستان. رفتارشان با همه عادلانه بود. درب اطاقش همه وقت برای ملاقات مراجعان و دانشجویان باز بود. حلال مشكلات بود، قانون طلایی «یعنی با دیگران همان كن كه انتظار داری در شرائط مساوی با تو همان كنند» را عملاُ رعایت می كرد. تئوری و تجربه را در كارهای حرفه‌ای و اجرایی خود به كار می‌بست. به دانش و فن‌آوری خود اعتقاد داشت. سنگ‌صبور بخش بود و به حرفها، گله‌مندیها و درددلهای كارمندان و دانشجویان و همكاران با دقت گوش می‌داد و تا حدی كه می‌توانست در حل مشكلات به آنها كمك می‌كرد. در عین احترام به دانش و فن آوری غرب در عمل غربزده نبود. تجلی‌بخش شرافت و كرامت انسانی بود. هیچوقت ندیدم كه افرادی را كه با او كار می‌كنند تحقیر كند یا كاری كند كه به شخصیت آنها لطمه زند. ستارالعیوب بود، اسرار و آبروی اشخاص را نگهداری می‌كرد و اگر لغزشی از كسی می‌دید سعی می‌كرد با نصیحت و كمك آن را رفع كند تا آبروی افراد بیهوده ریخته نشود. در قضاوت نسبت به افراد و كارها عجله نمی‌كرد و مجموعه‌ی خوبیها و بدیهای فرد را در قضاوت خود دخالت می‌داد، نه به صورت منفرد و جزء به جزء. زود برانگیخته نمی‌شد و صبر و بردباری و تحمل زیادی داشت. انتقاداتش همه وقت سازنده و آموزنده بود. همه وقت با همگان با ادب، احترام و محبت رفتار می‌كرد. ملاقات و كار كردن با او باعث خوشحالی و سرور می‌گردید. انسان را به همه‌ی تواناییها و ضعفهایش می‌شناخت.

در كارهای حــرفه‌ای و مشـاوره‌ی فنــی خود نیز ابعاد آمـوزشی و پـژوهش را فراموش نمی‌كرد. هر طرح یا پروژه‌ای كه اجراء می‌كرد،‌ هر كارگاهی كه نظارتش به عهده او بود یك كلاس درس و یك آزمایشگاه بود. هدفش از نظارت عیب‌گیری نبود بلكه بهترین كوشش و كمك خود را می‌كرد كه پیمانكاران و اجراءكنندگان بتوانند با حفظ مشخصات و استانداردهای قابل قبول كار را به سهولت اجرا ‌كنند. دانشجویان را دوست داشت و با آنها با گرمی و محبت پدرانه رفتار می‌كرد. اگر به آنها نمره ردی می‌داد خودش بیشتر از آنها ناراحت می‌شد چه فكر می‌كرد كه نتوانسته است انگیزش كافی در آن دانشجو ایجاد كند تا درس خود را فرا گیرد. همكارانش را چه در سطح استاد و چه در سطح حرفه دوست داشت. هیچوقت در مورد كسی از او حرفی نشنیدم كه دال بر نفرت و كینه باشد. با همه با احترام و تواضع حرفه‌ای برخورد می‌كرد و در عین حال نظر خود را در هر مورد چه در جلسات شوراها و چه در بحث در مسائل مختلف صریحاً ‌بیان می‌كرد و محافظه‌كاری در ابراز عقیده‌ی خود نداشت. عموماً نیز نظراتش سنجیده و متكی بر تحلیل صحیح و تجربه و عملی بود. طرفدار حق و عدالت بود ولی حق و عدالت را با محبت پیاده می‌كرد. یكی از تخصصهای ایشان تدریس طراحی و ساخت شالوده‌های مقاوم ساختمانها بود. خود ایشان به مثابه یك شالوده مقاوم در سیستم بخش و دانشگاه تجلی می‌كردند و مصداق آیه‌ی مباركه‌ی «…كانهم بنیان المرصــوص» بــودند. در كارهای فنی و حرفه‌ای دقت می‌كردند كه نتایج كارشناسان در عین بهینه بودن، مقــاوم و كارا باشــد. و در اینجـا نیز مصــداق «المؤمن اذا عمل عملاً اتقنه» را متجلی می‌ساختند. هر وقت اینجانب او را در راهروی بخش می‌دیدم قلبم مطمئن می‌شد و به آینده‌ی بشریت امیدوار می‌شدم. چون می‌دیدم هنوز افرادی وجود دارند كه مانند میخها و ستونهای محكم دنیای ما را پایدار كرده‌اند. به هرصورت دست تقدیر او را زودتر از موعد ناگهان از میان ما برد.

گفتنیها در ذكر صفات و خصائل اخلاقی و علمی و حرفه‌ای ایشان بسیار است. ما همكاری را از دست دادیم كه قابل جایگزین نیست.

گویی از صحبت ما نیك به تنگ آمده بود            بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری كردیـم             كای دریغـا به وداعش نرسیدیم و برفت
رضا رازانی، مرداد ۱۳۸۳

Comments